السيد محمد حسين الطهراني

336

الله شناسى (فارسى)

آورديد ؟ ! ؟ ! ؟ ! تصوّر كرديد كه آنگاه كه قلم در دستتان بود ، و قدرت داشتيد چنين تهمت‌هائى را به أمثال اخصّ خواصّ و أحبّ محبّان امامان ما ، همچون حضرت امام صادق و فرزند اكبرش حضرت موسى بن جعفر و فرزند ارشد وى حضرت علىّ بن موسى عليهم الصّلاة و السّلام بزنيد ؛ و با اين كَرّوفَرها ، و خيز و جست‌ها ، و بم و زيرها ، آنها را منزوى كنيد و در زندانِ عزلت و حبسِ دورى و كناره گيرى از عامّهء مردم رها كنيد ؛ آنان شما را يله و رها باز مىگذارند ! ؟ به خداوند سوگند مىخورم كه اينك ديده‌ايد و خواهيد ديد در عَقَبات سخت و كريوه‌هاى مهيب و سهمگين وقت مرگ ، و عالم قبر ، و حشر ، و نشر ، و عرض ، و سؤال ، و حساب ، و مواقف عظيمه عِند الله ربِّ العالَمين ، فرد فرد اين افراد ايستاده و از شما مؤاخذه مىكنند كه به چه دليل و مستند قطعى به ما چنين نسبتهائى را به رايگان روا داشتيد ؛ و در محافل و مجالس درس و بر روى منبر پيامبر و در لابلاى كتابهاى دينى و عقيدتى جميع اهل جهان بر ما نثار كرديد ؟ ! ؟ ! ؟ ! چطور شد كه آيه : وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا « 1 » را در اينجا در زير خاكهاى نسيان انباشته نموديد ، و فقط در بحث عدم حجّيّت ظنون مطلقه در كتاب اصول از آن دم زديد ؟ ! چطور شد از بحث الف و لام در أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ آن‌همه استفاده‌هاى

--> ( 1 ) آيه 36 ، از سورهء 17 : الإسراء : « و پيروى مكن از آنچه را كه بدان علم و يقين ندارى ! زيرا تحقيقاً گوش و چشم و فكر ، از آنچه را كه بدون يقين پيروى شده‌اند ، مورد بازخواست و مؤاخذه قرار خواهند گرفت . »